مدرسهٴ طب ايراني
دشوار بتوان گفت مدرسه (يا دانشگاه) جنديشاپور1 چه هنگام تأسيس شد. ممكن است تاريخ آن مربوط به سدهٴ پنجم يا حتي چهارم باشد (يادداشت مرا راجع به تئودوروس يا تئودوسيوس در نيمهٴ دوم سدهٴ چهارم ببينيد). اين مدرسه پناهگاهي شد براي نسطورياني كه در 498 از ادسا رانده شدند، و بعدها براي نوافلاطونيان كه در 529 از آتن تبعيد شدند. نسطوريان ترجمههاي سرياني آثار طبي يوناني را با خود آوردند (سرجيوس رأسالعيني را ببينيد)، و نوافلاطونيان افكار فلسفي خويش را، كه تأثير آن را در تصوف بعدي ايران ميتوان يافت. در زمان انوشيروان عادل2، بزرگترين پادشاه ساساني كه از 531 تا به هنگام مرگش در 597 سلطنت كرد، اين مدرسه در اوج اعتلاي خويش بود. از آن پس مدرسه بزرگترين مركز فكري عصر شد؛ افكار يوناني، يهودي، مسيحي، سرياني، هندي و ايراني ميتوانست در آنجا مقايسه، مبادله و مآلاً تلفيق شود و به فرمان انوشيروان، آثار ارسطو و افلاطون به فارسي ترجمه شد. جنديشاپور مخصوصاً به عنوان يك مركز طبي اهميت داشت. تعليمات طبي اساساً يوناني بود، ولي همراه با اضافات هندي، سرياني و ايراني. اين مدرسه دست كم تا پايان سدهٴ دهم شكوفان بود، در سدهٴ هفتم از حملهٴ اعراب اندكي صدمه ديد، ولي پس از نيمهٴ اخير سدهٴ هشتم بود كه نفود آن بر مسلمانان آغاز شد (ا. گ. براون، طب اسلامي، ص 23، 1921).
سلطنت انوشيروان عصر زرين ادبيات پهلوي بود (پايينتر، برزويه را ببينيد).3 از آن پس بود كه سالنامههاي تاريخي تدوين شد؛ حماسهٴ فردوسي در پايان سدهٴ دهم براساس آنها قرار گرفت. انوشيروان قانون ايران را استحكام بخشيد، و نظام مالياتي، سازمان ارتش، ارتباطات و آبياري كشور خويش را اصلاح كرد. او يكي از بزرگترين پادشاهان بود.
تئائو هونگ - چينگ
تئائو هونگ - چينگ4، كه تخلصش تئونگ - مينگ5 بود، تئائو يين چو6 به معني زاهد، و هوا -